Archive for مارس 2008
برای خودتون در آینده ایمیل بفرستید
میخواید به خودتون یه تولد رو یادآوری کنید ؟ شاید بخواید به خودتون ایمیلی بزنید که یادآوری بشه . به هر دلیلی که باشه TimeMachiner میتونه کمکتون کنه . شما میتونید متنی هم همراه پیام برای هر ایمیلی که مایلید بفرستید . میتونه فردا باشه میتونه 10 سال دیگه باشه به خودتون بستگی داره .
خصوصیات :
فرستادن ایمیل به روز معینی در آینده
فرستادن هر مقدار پیامی که مایلید
مجانی . بدون نیاز به ثبت نام
پیدا کردن سریع آدرس آی پی خودتون
به کمک توییتر سیگارو ترک کنید
Qwitter ابزاریه که به ترک سیگار شما کمک میکنه . با این ابزار کوچیک و ساده شما میتونید بفهمید که هر روز چند تا سیگار میکشید ، فعالیت کلیتون رو ارزیابی کنید ، یه پیام کوچیک از احساسی که دارید بفرستید و اونو در اختیار کسی که میتونه کمکتون کنه قرار بدید . Qwitter کلا با اکانت توییترتون کار میکنه و هیچ چیز دیگه ای نمیخواد . اگه اکانت توییتر دارید میتونید از همین الان شروع کنید
- اولآ باید یه اکانت توییتر داشته باشید ، اگه نه یدونه بسازید
- موقع هایی که سیگار میکشیدو به Qwitter گزارش کنید . مثلآ میخواید بگید دو تا کشیدم . با این نوشته اطلاع بدید . @iquit2.
- در پایان هر روز Qwitter تمام پیام هاتون رو با هم ادغام میکنه ، تعداد کلی رو پیدا میکنه یه گراف ترسیم میکنه .
- اگه میخواید نوشته هایی رو ضمیمه کنید میتونید اینطوری بنویسید .@iquit چه حالی میده سیگار کشیدن .
خصوصیات
- سازگاری کلی با توییتر . هیچ اکانت اضافی لازم نداره
- سیگارها رو از طریق توییتر ، برنامه های چت یا موبایل به روز کنید
- پیگیری تعداد سیگاری که در روز میکشید هر روز یا پیشرفت کلی
-
برای دیدن تمایلاتتون به این آدرس مراجعه کنید http://qwitter.tobaccofreeflorida.com/qwitters/your_twitter_username.
- میتونید احساسات و افکارتون رو ذخیره کنید
- میتونید گزارش رو با دیگران به اشتراک بزارید
15 راه برای خوابیدن تو قطار
عشق روی موتورسیکلت
یه دختر و پسری روی موتورسیکلت با سرعت زیادی در شب میرفتند
همدیگرو خیلی دوست داشتند …
دختر : یه ذره یواش تر برو .. من میترسم ..
پسر : نه ، این خیلی حال میده
دختر : خواهش میکنم .. من خیلی میترسم ..
پسر : پس بگو دوسم داری ..
دختر : باشه .. دوست دارم .. حالا میشه یه ذره یواش تر بری ؟
پسر : منو محکم بغل کن ..
دختر پسرو محکم بغل کرد
دختر : حالا میشه یواش بری ؟
پسر : میتونی کلاه ایمنی منو ورداری رو سرت بزاری ؟ راحت نیستم وقتی دارم رانندگی میکنم
روز بعد ، داستانی توی روزنامه ها بود . موتورسیکلتی که ترمز بریده بود با یه ساختمان برخورد کرده بود . دو نفر روی موتور سیکلت بودند ، که یکشون مرده بود ، و یکیشون نجات پیدا کرده بود … پسره میدونسته که ترمز خراب شده ولی نمیخواسته که دختره بفهمه ، چون اون میدونست که دختره میترسه . به جاش ، برای آخرین بار از دوست داشتن دختر نسبت به خودش شنیده بود ، گرمای وجودشو حس کرده بود ، کلاه ایمنیش رو سر دختره گذاشته بود تا بتونه به زندگیش ادامه بده ، و خودش مرده بود…
زمانی که زندگی داره به صورت معمولی خودش ادامه میده ، عشق داستان های افسونگری رو به ما نشون میده…



