چکیده ای از تازه ترین ها

آخرین دیده های من از اینترنت

با توام ای سهراب ای به پاکی چون آب

leave a comment »

یادته گفتی بهم تا شقایق زندست زندگی باید کرد ؟
نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد دیگه با چی کسی رو دل خوش کرد ؟
یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو ؟
اومدم آهسته نرم تر از یک پر قو ، خسته از دوری راه ، خسته و چشم براه .
یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار ؟ فکر کنم شدم دچار ؟
تو خودت گفتی بهم چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا باشه ، آره تنها باشه ، یار غمها باشه .
یادته می گفتی گاه گاهی قفسی میسازم ؟ میفروشم به شما که به آواز شقایق که در آن زندانیست دل تنهاییتان تازه شود .
دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه سهراب ساحل یک نفسه ، نیست که تازگی بده این دل تنهایی من . پس کجاست اون قفس شقایقت ؟ منو با خودت ببر به قایقت . راست می گفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود . کاشکی دلشون شیدا بود .
من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب . تو خودت گفتی بهم یهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است .
من چند سالی هست که این شعر رضا صادقی رو گوش میدم . انگار همیشه هم برام تازگی داره واقعا زیباست حالا نمیدونم شاعرش خودش بوده یا نه .

Advertisements

Written by محمد کشوری

دسامبر 19, 2007 در 11:47 ب.ظ.

نوشته شده در ادبی

Tagged with , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: